معرفي |  خدمات |  تبليغات |  نقشه سايت |  تماس با ما            عضويت |  ورود 
   يکشنبه 14 شهريور 1389 , 21:25 | صفحه اصلي
حكايت خانه در آتش
ارسال شده توسط پارس پورتال - دوشنبه 4 مرداد 1389
مردي زير باران از دهكده كوچكي مي گذشت . خانه اي ديد كه داشت مي سوخت و مردي را ديد كه وسط شعله ها در اتاق نشيمن نشسته بود .مسافر فرياد زد : هي،خانه ات آتش گرفته است! مرد جواب داد : ميدانم .
مسافر گفت:پس چرا بيرون نمي آيي؟
مرد گفت:آخر بيرون باران مي آيد . مادرم هميشه مي گفت اگر زير باران بروي ، سينه پهلو ميكني
زائوچي در مورد اين داستان مي گويد : خردمند كسي است كه وقتي مجبور شود بتواند موقعيتش را ترك کند .

بازديد: 16 بار
ارسال نظرات:
نام:
ايميل:
ايميل من قابل نمايش برای همه باشد.
وب:
نظر شما: